خوابگاه نوشته ها

خوابگاه نوشته ها

تا ۴ سال قبل برای من فقط یک "هم" معنی داشت و آن هم هم‌وطن بود! می‌فهمیدم که در غربت چقدر وطن می‌تواند بشود نقطه‌ی مشترک و پیدا کردن یک هم‌وطن چقدر می‌تواند لذت‌بخش باشد! از وقتی خوابگاهی شدم، "هم"های جدیدی برایم معنا پیدا کرد!شاید برای کسی که زندگی خوابگاهی را تجربه نکرده باشد، "هم اتاقی" هیچ مفهومی نداشته باشد!می خواهم اینجا خاطرات "هم اتاقی" بودنم را بنویسم...

بایگانی
پیوندها

نوشتن

جمعه, ۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۳۱ ب.ظ

من به هدفم از قطع ارتباطات نوشتاری در همین مدت کوتاه رسیدم...عطای ننوشتن را به لقایش بخشیدم و پناه آوردم به نوشتن. واژه‌ها وقتی روی کاغذ یا صفحه‌ی مانیتور نقش می‌بندند تازه برای من معنا پیدا می‌کنند. انگار تا پیش از آن که نوشته شوند بی‌مفهوم بوده‌آند. به نوشتن پناه آوردم چون ذهنم را جمع می‌کند. آرامم می‌کند. کمکم می‌کند خودم باشم. تصمیم گرفتم خودم را همینطور که هستم بپذیرم...شاید روزی حس کنم باید خودم را تغییر بدهم. ولی امروز، آن روز نیست...


دوباره سلام.

:)


  • مهسا -

نظرات  (۳)

برام روشن بود که زود برمی گردی :)))
پاسخ:
:))
و قصهٔ مشترک ما مجازی‌های نوشتاری...
پاسخ:
سرنوشت محتوم ما...
سلام :)
از قدیم گفتن ترک عادت موجب مرض است...
پاسخ:
سلام :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">