خوابگاه نوشته ها

خوابگاه نوشته ها

تا ۴ سال قبل برای من فقط یک "هم" معنی داشت و آن هم هم‌وطن بود! می‌فهمیدم که در غربت چقدر وطن می‌تواند بشود نقطه‌ی مشترک و پیدا کردن یک هم‌وطن چقدر می‌تواند لذت‌بخش باشد! از وقتی خوابگاهی شدم، "هم"های جدیدی برایم معنا پیدا کرد!شاید برای کسی که زندگی خوابگاهی را تجربه نکرده باشد، "هم اتاقی" هیچ مفهومی نداشته باشد!می خواهم اینجا خاطرات "هم اتاقی" بودنم را بنویسم...

بایگانی
پیوندها

۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

۱۴
اسفند


فهم پیر شدن پدر و مادر، یک فرایند تدریجی نیست. همه‌ چیز در یک  لحظه اتفاق می‌افتد. چشمت را باز می‌کنی و برای اولین بار متوجه چروک‌های صورت مادر و خمیدگی قامت پدر موقع راه رفتن می‌شوی. در همان یک لحظه ناگهان دنیا برایت تیره و تار می‌شود.