خوابگاه نوشته ها

خوابگاه نوشته ها

تا ۴ سال قبل برای من فقط یک "هم" معنی داشت و آن هم هم‌وطن بود! می‌فهمیدم که در غربت چقدر وطن می‌تواند بشود نقطه‌ی مشترک و پیدا کردن یک هم‌وطن چقدر می‌تواند لذت‌بخش باشد! از وقتی خوابگاهی شدم، "هم"های جدیدی برایم معنا پیدا کرد!شاید برای کسی که زندگی خوابگاهی را تجربه نکرده باشد، "هم اتاقی" هیچ مفهومی نداشته باشد!می خواهم اینجا خاطرات "هم اتاقی" بودنم را بنویسم...

بایگانی
پیوندها

غرنامه :دی

يكشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۴ ق.ظ


اصلا فکرش رو هم نمی‌کردم که اینجوری باشه که همین ترم اول، ۲ تا از کلاسامو از اول هفته به انتظار تموم شدنشون در هفته باشم! بی‌نهایت انعطاف‌پذیره واحدهایی که باید برداریم و جای غر زدن اصلا نیست! فقط ۳تا درسه که بی‌علاقه پاس خواهم کرد که ۲تاش همین ترمه. واسه اون ۲تا داره جونم در میاد قشنگ :| هی هم با خودم دعوا می‌کنم که یعنی چی؟! این درسارو باید بخونی در هرحال! چه بخوای و چه نخوای! ولی خب چه کنم؟

سرم رو با کارهایی که دوست دارم گرم می‌کنم که نفهمم گذشتن این ۲ درس رو! چیزی که ازش مطمئنم اینه که همین ۲ تا درس رو به درسایی که مریم و شبنم تو شریف دارن این ترم ترجیح می‌دم هزار بار! چون من اصلا از اونجور نرم‌افزار بدم میاد! واسه همینم جای غر زدن نیست واقعا... :دی

این وسط دلم خوشه به کورس آنلاینی که با چندتا از بچه‌های آزمایشگاه داریم می‌گذرونیم...
هرچند همه‌شونو دوست ندارم ولی باز سعی می‌کنم سر خودم رو گرم کنم...

ضمن اینکه روزی دوبار می‌رم سایت به امید دیدن آشنا! و کمی گپ زدن! ولی هرچی نگاه می‌کنم تو سایت آشنا نمی‌بینم. تو نمازخونه و سلف هم همینطور! غصه‌ناکه...

نیازمندم به یک عدد دفترچه‌ی خاطرات که روی کاغذ بنویسم این روزهام رو که پر از حرفم...غصه ندارم. حرف دارم. زیاد. و دوست صمیمی‌ای نیست که بهش بگم حرفامو...و بی‌اندازه حساس و زودرنج شدم!



  • مهسا -

نظرات  (۴)

سلام
مطلب بنویسید دیگه ، شما دست به نوشتنتون خوب بودها خود سانسوری نکنید.
تو این زمان کم که به نت سر می‌زنم حیفه صحبت‌های شما توش نباشه
پاسخ:
سلام.
خیلی لطف دارید شما به من :) چشم...می‌نویسم...
فکر نمی‌کنم غر زدن دلیل منطقی نیاز داشته باشه :-"
پاسخ:
:))
مرسی مرسی
این اومد تو ذهنم: جهان پیر است و بی‌بنیاد ...!!! این روزها هم می گذره و خاطره میشه برات
پاسخ:
حتمااااااااا همینطوره :)
اصلا نسبت به ان روزها این حس رو ندارم که بخوام زود بگذرن...
هعی... میفهممت تا حدی البته :-) 
پاسخ:
:)
بهتر شه ایشالا همه چی...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">