خوابگاه‌نوشته‌ها

خوابگاه‌نوشته‌ها

تا ۷ سال قبل برای من فقط یک "هم" معنی داشت و آن هم هم‌وطن بود! می‌فهمیدم که در غربت چقدر وطن می‌تواند بشود نقطه‌ی مشترک و پیدا کردن یک هم‌وطن چقدر می‌تواند لذت‌بخش باشد! از وقتی خوابگاهی شدم، "هم"های جدیدی برایم معنا پیدا کرد!شاید برای کسی که زندگی خوابگاهی را تجربه نکرده باشد، "هم اتاقی" هیچ مفهومی نداشته باشد!می خواهم اینجا خاطرات "هم اتاقی" بودنم را بنویسم...

بایگانی
پیوندها

روز مهندس

سه شنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۲، ۰۲:۱۸ ق.ظ

چند وقت پیش که داشتم به سمت دانشکده‌ می‌رفتم، تعدادی کارگر ساختمانی دیدم که داشتند جایی نزدیک دانشکده‌ی مکانیک چیزی می‌ساختند! حواسم به کار خودم بود که یهو یکیشان بلند داد زد:«مهندس!». دانشکده هم دانشکده‌ی فنی! ۳-۴ نفری که دور و برم بودند و حواسشان به کار خودشان بود، سرشان را بالا آوردند که ببینیند آیا کسی صدایشان می‌کند. دست آخر کارگر ساختمانی دیگری را دیدم که با عجله به طرف کارگر اول می‌آمد و می‌گفت: «جانِ مهندس؟‌!»
قیافه‌ی دانشجویانِ «خود مهندس‌ پندار»ی که فکر می‌کردند کسی صدایشان کرده دیدنی بود! 
همینجوری یادم اومد این رو تعریف کنم!
ماها که هنوز مهندس‌بعد از اینیم! ولی روز مهندس‌ها مبارک :)


پ.ن: تبریک خیلی ویژه به حورا و الهام عزیز :)

  • مهسا -

نظرات  (۳)

سلام منم خوابگاه فاطمیه بودم عشق است

:)))

واللا اون کارگر ها از ما مهندستر و دست به آچارترن!!!!

گرچه سالها از مهندس شدنم میگذره ولی هنوز به روز دانشجو تعلق خاطر بیشتری دارم تا روز مهندس!!!!!!ولی ممنونم............

به زودی  و به واقع روز شما هم میشه این روز.... باید از دانشجوهای پزشکی ترم 1 یاد گرفت که خیلی جدی همو دکتر صدا میکنند =)))))

پاسخ:
:))

ممنون عزیزم... :) روز تو هم مبارک باشه....

الان که دیگه نصف جمعیت ایران به لطف دانشگاه پیام زور و مازاد و ... مهندس تشریف دارند!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">