روز مهندس
چند وقت پیش که داشتم به سمت دانشکده میرفتم، تعدادی کارگر ساختمانی دیدم که داشتند جایی نزدیک دانشکدهی مکانیک چیزی میساختند! حواسم به کار خودم بود که یهو یکیشان بلند داد زد:«مهندس!». دانشکده هم دانشکدهی فنی! ۳-۴ نفری که دور و برم بودند و حواسشان به کار خودشان بود، سرشان را بالا آوردند که ببینیند آیا کسی صدایشان میکند. دست آخر کارگر ساختمانی دیگری را دیدم که با عجله به طرف کارگر اول میآمد و میگفت: «جانِ مهندس؟!»
قیافهی دانشجویانِ «خود مهندس پندار»ی که فکر میکردند کسی صدایشان کرده دیدنی بود!
همینجوری یادم اومد این رو تعریف کنم!
ماها که هنوز مهندسبعد از اینیم! ولی روز مهندسها مبارک :)
پ.ن: تبریک خیلی ویژه به حورا و الهام عزیز :)
- ۹۲/۱۲/۰۶
سلام منم خوابگاه فاطمیه بودم عشق است